السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

501

تفسير الميزان ( فارسي )

« إله الرجل » ( آن مرد سرگردان شد ) بوده باشد و چه از « إله » به معناى ( عبادت كرد ) باشد ، لازمه اش اين است كه لفظ جلاله بر سبيل اشاره ، به معناى ذاتى باشد كه تمامى صفات كمال را با هم داشته باشد . و در تفسير آيه : « وَإِلهُكُمْ إِله واحِدٌ » « 1 » پاره اى از مطالب را در معناى جمله « لا إِله إِلَّا هُوَ » ايراد كرديم ، و ضمير « هو » هر چند به « اللَّه » بر مىگردد كه گفتيم به معناى ذات شامل همه كمالات است ليكن چون در اثر كثرت استعمال نام خداى تعالى شده ، تنها بر ذات دلالت مىكند ، بله ، الف و لام اول آنكه الف و لام عهد است به پاره اى از معانى وصفى اشاره دارد ، و به فرض اينكه الف و لام نداشته باشد ، اصل اطلاق كلمه « اللَّه » آدمى را به ياد صفات او هم مىاندازد ، و ليكن ضمير همانطور كه گفتيم تنها به ذات بر مىگردد ، پس جمله « لا إِله إِلَّا هُوَ » ، دلالت دارد بر اينكه آلهه اى كه مشركين اثبات كردند ، حق ثبوت ندارد . و اما اسم « حى » به معناى كسى است كه حياتى ثابت داشته باشد ، چون اين كلمه صفت مشبه است ، و مانند ساير صفات مشبه ، دلالت بر دوام و ثبات دارد . انسانها از همان روزهاى اولى كه به مطالعه حال موجودات پرداختند آنها را دو جور يافتند ، يك نوع موجوداتى كه حال و وضع ثابتى دارند ، حس آدمى تغييرى ناشى از مرور زمان در آنها احساس نمىكند ، مانند سنگها و ساير جمادات و قسم ديگر موجوداتى كه گذشت زمان تغييراتى محسوس در قوا و افعال آنها پديد مىآورد ، مانند انسان و ساير حيوانات ، و همچنين نباتات كه مىبينيم در اثر گذشت زمان ، قوا و مشاعرشان و كارشان يكى پس از ديگرى تعطيل مىشود ، و در آخر به تدريج دچار فساد و تباهى مىگردد . در نتيجه ، انسانها اين معنا را فهميدند كه در موجودات نوع دوم ، علاوه بر اندام و هيكل محسوس و مادى چيز ديگرى هست ، كه مساله احساسات و ادراكات علمى و كارهايى كه با علم و اراده صورت مىگيرد همه از آن چيز ناشى هستند ، و نام آن را حيات ، و از كار افتادن و بطلانش را مرگ ناميدند ، پس حيات يك قسم وجودى است كه علم و قدرت از آن ترشح مىشود . خداى سبحان هم در مواردى از كلام خود اين تشخيص انسانها را امضا كرده ، از آن جمله فرموده : « اعْلَمُوا أَنَّ اللَّه يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ، « 2 » و نيز فرموده :

--> ( 1 ) سوره بقره ، آيه 163 ( 2 ) اين خدا است كه زمين راى بعد از آنكه مرد زنده مىكند . « سوره حديد ، آيه 17 »